تبليغاتX
اخبار انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی

اخبار انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی

بوی صداقت

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند

بیانیه شماره 14میرحسین موسوی عزیز در آستانه 13 آبان

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند 


 


بسم الله الرحمن الرحیم



در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میرحسین موسوی
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 9 PM  توسط محمد  | 

دوستان نکاتی در باره نحوه همکاری با هم

این نوشته برگرفته از یادداشت یکی از دوستان سبز در نیروی انتظامی است :

با سلام و احترام

من بعنوان یکی از طراحان مقابله با شورش های خیابانی که تحصیلات خود را در همین رابطه گذرانده ام و به پایان برده ام و اکنون در خدمت نیروی انتظامی مشغول به کار هستم .نکات و توصیه های مهمی را به هموطنان خود برای اجرای هر چه بهتر و چگونگی مستقر شدن مردم در خیابانها ارائه میدهم که امیدوارم مورد توجه عزیزان واقع شود.


1 – تعدد افراد و مردم شرکت کننده در آغاز این حرکت برای ایجاد هسته اولیه میبایست بالای بیست هزار نفر باشد یا در نیم ساعت و یک ساعت اول که نیروهای امنیتی خود را به آن محل میرسانند به بیست هزار نفر برسد

خیابانی را برای آغاز این کار مشخص نکنید و انتخاب آن را بر اساس شرایط در اختیار مردم بگذارید. 

باید قبل از 13 آبان و یا 22 بهمن مردم را از اغاز این حرکت با خبر کرد تا در صورت تشکیل هسته اولیه در یک خیابان مردم با آگاهی از روند این حرکت ، در هر کجای تهران و حومه هستند در سریعترین زمان خود را به این هسته پیوند بزنند. حتی کسانی که در خانه و یا ادارات مشغول به کار هستند میبایست با شنیدن خبر تشکیل هسته اولیه مردمی دست از کار بکشند و خود را به هسته ایجاد شده مردمی برسانند و آنرا هر چه بیشنر قوی کنند. 

اگر هسته اولیه به 20000 نفر و بالاتر برسد مقابله با آن بسیار مشکل و حتی غیر ممکن خواهد شد . 


 5487


2 – مردم باید بنشینند و پس از ایجاد هسته اولیه، با اتحاد آن را حتی پس از شلیک گاز اشک آور . تهدید بلندگوها . زدن باتوم روی سپرها برای ایجاد فضای رعب و وحشت توسط پلیس ضد شورش و حتی شلیک هوایی توسط نیروهای امنیتی و پلیس حفظ کنند.

در غیر اینصورت ممکن است توسط نیروهای امنیتی به بهانه ایجاد آشوب و شورش کار به خشونت کشیده شود .

سعی کنید که تظاهرات شما بهانه دست نیروهای امنیتی برای سرکوب ندهد . باید بدانید که چنانچه شما در خیابان بنشینید و اتحاد آرام خود را بصورت ده ها هزار نفری به رخ نیروهای امنیتی بکشید . نیروهای ضد شورش ما، که اغلب سربازان وظیفه هستند و یا پرسنل بدون تعصب سیاسی و از جنس مردم هستند . حتی به دستور فرماندهان و ارشد خود برای مقابله با مردمی که با سکوت نشسته اند عمل نخواهند کرد .این برای ما در چندین تظاهرات کاملا تجربه شد . مردم میتوانند حتی اگر سکوت نکنند با همخوانی شعر مانند یار دبستانی و صدای دست های منظم و به دور از شعارهای تحریک کننده . هسته اولیه را تا رسیدن به مرز میلیونی و رسیدن همه مردم حفظ کنند – 

مجددا تاکید میکنم شعار های تند علیه حکومت در ساعتهای اولیه شکل دهی هسته مردمی ندهید !

3 – حضور بانوان بخصوص زنان مسن در صف های جلو و نزدیک به صف نیروهای ضد شورش و امنیتی بسیار مهم است .

از لحاظ روانی مقابله و ضرب و شتم با زنان و مادرانی که در صف اول با سکوت مینشینند حتی اگر دستور قاطع فرماندهان نظامی برای سرکوب برسد امری است غیر ممکن . 

4 – ( ایجاد ترافیک و راه بندان مصنوعی ) در صورت تشکیل هسته قدرتمند که ممکن است پس از 5 یا 10 ساعت تعداد مردم از یک میلیون نفر هم گذر کند / حفظ و مدیریت این هسته در 24 ساعت شبانه روز بسیار مهم است .

نکته مهمی که در اینجا باید روی آن تاکید کنم . ایجاد ترافیک مصنوعی در خیابانها و میدانهای اطراف محل تجمع مردم است . که این حرکت میتواند کار را برای پلیس و دیگر نیروها بسیار سخت و پیچیده تر کند . ولی برای ندادن بهانه برای تخریب و شکستن شیشه های ماشین که دستوری است که از فرماندهان صادر میشود از زدن بوغ های ممتد ترجیحا خود داری شود .

امیدوارم اطلاعات مفیدی را به شما داده باشم . در ضمن از اینکه من را در کنار خود می بینید تعجب نکنید . من و بسیاری از همکارانمان درناجا به نتایجی رسیده ایم که همراهی و همکاری با این نظام دیگر ارزشمند نیست . 

ما سبز بوده ایم و سبز در کنار مردم خواهیم ایستاد . این برای ما ارزشمند است.


+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 9 PM  توسط محمد  | 

اطلاعیه مهم از جنبش سبز

 

 

19 ، 20 ، 21 و 28 رمضان روزهاي خيزش سبزها در رمضان است 
  • شبهای نوزدهم و بیست و سوم رمضان برابر با هجدهم و بيست و دوم شهريور در مهدیه تهران
  • شب بیست و یکم رمضان برابر با بيستم شهريور تجمع سراسری موج سبز با حضور کروبی و موسوی و با سخنرانی خاتمی در حرم امام
  • و در نهايت 28 رمضان برابر با 27 شهريور مصادف با روز قدس ، شركت در نماز جمعه هاشمی رفسنجانی در تهران و تظاهرات سراسری جنبش سبز در سراسر کشور

    و اين هم اطلاعيه تصوير (تصوير زير متحرك است!)

     

    تجمع های سبز

  • + نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 0 AM  توسط محمد  | 

    باسلام وبلاگ ما به http://jrs-omid.blogfa.com انتقال پیدا کردیم

    (شبکه رسمی راه امید)

     

    امید وارم ما را همراهی کنید

     یاران سبز شما

    محمد-راه سبز امید

    + نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 2 PM  توسط محمد  | 

    وبلاگ ابطحی (وب‌نوشت) از درون زندان به روز شد

    محمد على ابطحى در بلاگ «وب نوشته ها» از «سخت بودن» زندان و احساس «گيجى» در آن شكايت كرده است.

    محمد على ابطحى، معاون رييس جمهور سابق ايران، كه ۷۰ روز است در بازداشت به سر مى برد از درون زندان، وبلاگ شخصى خود را به روز كرده و از ادامه بازجويى اش خبر داده است.

    ادامه مطلب....


    >>>> ورود به وبلاگ ابطحي عزيز

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12 PM  توسط محمد  | 

    هاشمی گزارش دو مورد تجاوز را به رهبر انقلاب داده است

    ميزان پرس:

    طبق خبر موثقی که از ایران رسیده، هاشمی رفسنجانی نام دو تن که در زندان به آنها تجاوز شده را به آیت الله خامنه ای داده است. بر همین اساس یکی از این دو تن برادر «قائم منتظر» است که با شیشه نوشابه به وی تجاوز شده است. گفته می شود این خبر را هاشمی رفسنجانی همزمان به آیت الله منتظری و آیت الله سیستانی هم داده است.

    در ادامه مطلب...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12 PM  توسط محمد  | 

    مدیرعامل بهشت زهرا برکنار شد

    ساعتی پیش مدیرعامل بهشت زهرا برکنار شد.
    بنابر گزارش‌های اولیه رسیده به پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، محمود رضاییان از مدیرعاملی بهشت زهرا برکنار شد.
    گفتنی است در روزهای اخیر انتشار خبری مبنی بر دفن دسته جمعی کشته‌شدگان حوادث بعد از انتخابات، بهشت زهرا را در کانون اخبار رسانه‌ها قرار داده است.
    پیگیری‌های پارلمان‌نیوز برای دریافت اطلاعات بیشتری در این خصوص ادامه دارد.

    -------------------

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 0 AM  توسط محمد  | 

    قاضي پرونده كشته شدگان حوادث اخير بيان كرد:

    برخوردهاي غيرشرعي با برخي افراد بازداشت شده ناشي از بي درايتي برخي مسولان است

    سحام نيوز :

    قاضي محمدحسين شاملو قاضي پرونده برخي از كشته شدگان اخير در نامه اي به صادق لاريجاني برخوردهاي غيرشرعي با برخي افراد بازداشت‌شده و كشته شدن برخي افراد را ناشي از تغافل، بي‌درايتي و مسامحه‌ي برخي مسوولان دانست.

    در ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 0 AM  توسط محمد  | 

    دو تصوير دلخراش از يك جوان در بيمارستان

    *** اين تصاوير دلخراش بوده و براي كودكان مناسب نيست (دقت كنيد)

    در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 0 AM  توسط محمد  | 

    نامه یک برنده مدال طلای المپیاد جهانی به رهبر امکانات

    نامه یک برنده مدال طلای المپیاد جهانی به رهبر

    برای برنده مدال طلای المپیاد محبوس در اوین، محمدرضا جلایی‌پور

    آقاي خامنه‌اي
    سلام عليكم

    ناراحت نشويد اگر بي‌مقدمه وارد متن مي‌شويم. راقم اين سطور خسته شده است از مقدمه‌هاي مفصل‌تر از متن و از متن‌هاي پوچ و هيچ.

    چند سال قبل از دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه زنگ زدند به خانه ما كه فلان روز ديدار با رهبر است. من هم به خودم گفتم يك مقدار سخنراني مي‌كنند و لابد آخرش سكه مي‌دهند،‌ رفتم. همان جور هم شد، شما حرف زديد، ما حرف زديم و سكه هم بالاخره رسيد. در ابتداي ديدار خواستيد خودم را معرفي كنم و گفتم كه فلاني هستم، مدال طلاي المپياد جهاني فلان در سال فلان...شما كه ريش بلند من را ديديد و لابد فكر كرديد بسيجي درست و حسابي‌هستم، به من گفتيد خداوند شما را براي آْيندة اسلام و ايران حفظ كند. علاوه بر آن تا همين دو سال پيش هر سال ماه رمضان يك شب براي افطار دعوت مي‌كرديد و من هم حضور پيدا مي‌كردم. حال و هواي حسينيه شما با جاهايي كه من معمولاً‌در آنجاها بودم هميشه فرق داشت و ديدن آنجا برايم هميشه جالب بود. هنوز طنين صداي شما در گوشم هست كه مي‌گفتيد: نخبگان علم و دانش بايد چنين كنند و چنان كنند. جنبش نرم‌افزاري برپاكنند. نقشة جامع علمي كشور آماده كنند. از خستگي نهراسند و ....
    رتبة يك كنكور و مدال طلاي المپياد را گرفته‌اند، انداخته‌اند توي سلول‌هاي انفرادي اوين. محمدرضا جلايي‌پور را مي‌گويم. هيچ يك از نخبگان علمي كشور در سي سال اخير نتوانسته هم در كنكور موفق باشد و هم در المپياد. محمدرضا در هر دو، رتبة يك بود. رتبه دو هم نه، خود خود يك. هيچيك از نخبگان علمي كشور، مثلاً همدوره‌اي‌هاي محمدرضا - كه همگي الان در كشورهاي اروپايي و امريكايي مشغول به تحصيل هستند - نتوانسته است نمرة زباني را كه محمدرضا در آزمون آي‌التس كسب كرد، كسب كند.


    آقاي خامنه‌اي!
    اين است جنبش نرم‌افزاري شما؟ اين است انقلاب علمي در كشور؟ نكند انتهاي نقشة جامع علمي كشور به اوين ختم مي‌شود؟ چه خوب جايي است و چه آب و هواي دل‌انگيزي دارد. بنده شخصاً حاضرم نقشة جامع علمي كشور را تا ته بروم مخصوصاً كه در انتها به اوين مي‌رسد و در آنجا مصاحبت امثال محمدرضا را به همراه دارد.


    آقاي خامنه‌اي!
    دل خوش كرده‌ايد كه نخبگان علمي كشور بروند در ممالك ديگر درس بخوانند و بعد برگردند به كشورشان براي ارتقاي علم و دانش؟ گمان مي‌كنيد با اين نخبگان مي‌توانيد چنان تفوق علمي و فن‌آوري‌اي در جهان به دست آوريد كه انديشة جمهوري اسلامي در جهان مسلط شود؟ نمي‌گويم زهي خيال باطل اما واقعاً با اين روش‌ها، بيشتر به تركستان مي‌رسيد تا انقلاب علمي در كشور. مشاهدات و تجربيات راقم اين سطور حداقل گواه آن است كه شرايطي كه در كشور به وجود آورده‌ايد همه را فراري مي‌دهد و نخبگان را زودتر. اگر به اين گمان هستيد كه نخبگان را با پول و امكانات و پست و مقام مي‌توانيد در كشور نگه داريد، اشتباه مي‌كنيد. بگذاريد صريح‌تر بگويم. من خودم وفادارترين نخبه‌اي كه به نظام، ولايت فقيه، امام و اسلام مي‌شناسم شخص محمدرضا جلايي‌پور است. همان كسي كه موقع بازگشت از انگلستان، رداي مداحي اهل بيت مي‌پوشد و براي چيزي حدود دو هزار مستمع، در حسينية ارشاد زيارت عرفه مي‌خواند.


    آقاي خامنه‌اي!
    به عنوان يك المپيادي لازم است آگاه كنم شما را كه زيردستان شما، باهوش‌ترين، خوش‌برخورد‌ترين، اخلاقي‌ترين و مسلمان‌ترين نخبگان علمي كشور را دو ماه است كه حبس كرده‌اند. فقط هم به جرم فعاليت انتخاباتي براي نامزدي كه خير سرش نخست وزير خود شما بوده است. جرمش اين است که شيوة نويي در تبليغات انتخاباتي در ايران پايه‌گذاري كرد. و اين البته از هوش و استعداد سرشارش بود. شيوه‌هايي كه رقبا خيلي سريع شروع به تقليد از آنها كردند.


    آقاي خامنه‌اي!
    مي‌خواهند محمدرضا را به چه چيزي متهم كنند؟ او را كه پيش از، به اصطلاح خود شما، اردوكشي‌هاي خياباني دستگير كرده‌‌اند. پس اتهام تظاهرات غيرقانوني و شكستن شيشة بانك و آتش زدن اتوبوس و اين جور چيز‌ها را نمي‌توانند به او بچسبانند. در فاصلة روز انتخابات تا روز دستگيري هم به راحتي ماموران شما مي‌توانند بفهمند كجا بوده است و چه كرده است. مي‌خواهند به او اتهام بزنند كه به ملت گفته است در انتخابات تقلب شده است؟ اين اتهام به او نمي‌چسبد. وقتي خود موسوي و محتشمي مي‌گويند در انتخابات تقلب شده است، با گرفتن امثال محمدرضا مي‌خواهند ضعيف‌كشي كنند يا اينكه موسوي و محتشمي را بترسانند؟ يا هر دو؟ مي‌خواهند به او بگويند با خارجي‌ها ارتباط داشته است؟ محمدرضا اهل اين كارها نبود؛ اگر بود اوضاع مالي كمپين موسوي اينقدر خراب نبود. مي‌خواهند به او اتهام ارتباط با انگلستان بزنيد؟ اين هم به او نمي‌چسبد. آقاي مصباح براي درمان مي‌آيد انگلستان و آقاي حداد براي خريد لباس. محمدرضا اما فقط براي تحصيل و نشر اسلام در آنجا حضور دارد. اگر عشق، به نظر من البته زيادي، به اسلام نداشت هر هفته بلند نمي‌شد با هزينة خودش از آكسفورد بيايد لندن براي برگزاري مراسم ديني در قلب لندن. نكند به كسي كه هميشه در مقابل خانم‌ها سرش پايين بود مي‌خواهند اتهام داشتن رابطة ناشروع بزنند؟ يا اينكه متهمش كنند به مصرف مشروبات الكلي و استعمال دخانيات خيلي غليظ؟ محمدرضا جامعه‌شناسي مي‌خواند اما متاسفانه از تفريحات شنگولي ملت ايران نه تجربه‌اي داشت و نه بويي برده بود. هميشه به او مي‌گفتم آدمي به بچه‌مثبتي تو هيچ وقت جامعه‌شناس خوبي نمي‌شود.


    آقاي خامنه‌اي!
    ممالكي كه پيشرفت كردند و تفوق تكنولوژيك در جهان پيدا كردند به گونه اي كه امروزه بر مبناي قدرت حاصل از آن، مي‌توانند به كشور ما به اصطلاح شما تهاجم فرهنگي كنند، هيچوقت رتبه‌اول‌هاي كنكورشان را زندان نيانداختند. المپيادي‌هايشان را نفرستادند انفرادي. سعي كردند كارهاي مهم را به دست آنها بدهند. نه اينكه يك آدمي مثل مرتضوي را بكنند همه‌كارة مملكت. مرتضوي اگر هوش درست و حسابي داشت، يك دانشگاه خوب قبول مي‌شد. اگر نمي‌دانستيد، بدانيد بين نخبگان كشور رسم است كه ميزان هوش را بر مبناي دانشگاه محل تحصيل مي‌سنجند. مرتضوي در جايي درس خوانده است كه استادش كردان بوده است. محمدرضا در جايي درس مي‌خواند كه راسل و ويتگنشتاين در آنجا درس مي‌دادند.


    آقاي خامنه‌اي!
    چند سال پيش در يك سخنراني دستور تاسيس بنياد نخبگان را داديد. اين بنياد حالا تشكيل شده است و به رتبه‌اول‌هاي كنكور و المپيادي‌ها و بچه‌ درس‌خوان‌هاي دانشگاه وام و كمك هزينة تحصيلي مي‌دهد. بحث دادن زمين و مسكن مهر هم مطرح است. اردو برگزار مي‌كند، ‌مشهد مي‌برد، فيش حج توزيع مي‌كند. اين بنياد نخبگان نبايد لااقل يك بار با دادستان تهران در مورد اتهامات محمدرضا جلايي‌پور مذاكره مي‌كرد؟


    آقاي خامنه‌اي!
    براي پيشرفت علمي كشور به وجود بنياد نخبگان نيازي نيست. شما نخبگان علمي كشور را به زندان نياندازيد، آنها خودشان بلد هستند چگونه مملكت را پيشرفت بدهند.


    آقاي خامنه‌اي!
    نمي‌دانم واقعاً مطلع هستيد كه در قوة قضاييه چه مي‌گذرد يا نه. من قبلاً چندباري از طريق سايت‌هاي شما، برخي اعتراضات و حرف‌ها را برايتان فرستادم. فكر كنم مسئولان دفترتان آنها را مستقيماً به سطل آشغال مي‌ريزند و الا تا الان بايد حداقل يك ذره كارها بهتر مي‌شد. اين بار به نظرم رسيد كه به اصطلاح روزنامه‌ها، سرگشاده چيزي برايتان بنويسم. شايد حداقل وزارت اطلاعات تكاني بخورد و براي اينكه شما متوجه نشويد كه چه گندي زده است، خودش سريع دست به كار شود.


    آقاي خامنه‌اي!
    مملكت را هم با امثال محمدرضا جلايي‌پور مي‌شود اداره كرد و هم با امثال سعيد مرتضوي. شما هم كه فعلاً‌ مملكت را در دست داريد. انتخاب با شما است اما فردا كاسة چه كنم دست نگيريد كه چرا قدر محمدرضا جلايي‌پور ها را ندانستم.


    امضا محفوظ
    اسمم را هم نمي‌نويسم چون اولاً به اندازة محمدرضا ايمان و شجاعت ندارم، ثانياً‌ آنقدر نخبه هستم كه بفهمم سنگ‌ها را بسته‌اند و سگ‌ها را ول كرده‌اند. ثالثاً‌ حرف خصوصي نزدم كه نياز به پيگري خصوصي داشته باشد. رابعا اگر دنبال مقصر مي‌گرديد، مقصر معلوم است چه كسي است: سعيد مرتضوي.

    + نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 1 PM  توسط محمد  | 

    پاسخ مهدی کروبی به احمد توکلی

    پاسخ مهدی کروبی به احمد توکلی
    اگر سکوت کنم خلاف مصلحت است / ما بي قانوني کرديم يا آنها که قانون را در خدمت مقاصد خود ميپندارند

    مهدی کروبی با نگارش نامه ای در پاسخ به اظهارات احمد توکلی که وی را از رفتاری که در پیش گرفته است برحذر داشت و مدعی شده بود که کروبی بر خلاف سوابق انقلابی خود به چاه ویل فرو می رود گفت : براستی آقای توکلی آن مصلحتی که بايد همه بخاطر آن و برای پرهيز از سقوط در چاه ويل، دين و شرف و مردانگی و دنيا و آخرت خود را فدای آن کنيم تا مصلحت حکومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالی گفتن و نوشتن را خلاف اين مصالح می دانيد من رسما" اعلام می کنم امروز سکوت خلاف همه آن مصالح است.


    مهدی کروبی با نگارش نامه ای در پاسخ به اظهارات احمد توکلی که وی را از رفتاری که در پیش گرفته است برحذر داشت و مدعی شده بود که کروبی بر خلاف سوابق انقلابی خود به چاه ویل فرو می رود گفت : براستی آقای توکلی آن مصلحتی که بايد همه بخاطر آن و برای پرهيز از سقوط در چاه ويل، دين و شرف و مردانگی و دنيا و آخرت خود را فدای آن کنيم تا مصلحت حکومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالی گفتن و نوشتن را خلاف اين مصالح می دانيد من رسما" اعلام می کنم امروز سکوت خلاف همه آن مصالح است.

    بسم الله الرحمن الرحيم

    برادر ارجمند جناب آقاي دکتر احمد توکلي
    با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات در ماه مبارک رمضان
    از سر لطف و محبت اقدام به نوشتن نامه ای بعنوان اينجانب فرموده ايد که آنرا در روزنامه خواندم. در اين مرقومه هم نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و هم نسبت به ارادتمند، اظهار دلسوزی شده که جای تقدير و تشکر است.
    بر اساس دلسوزی نامه ای مبنی بر آنکه چنانچه تخلفی از سوی مامورين انجام شده است بررسی و در صورت صحت موضوع با قاطعيت برخورد گردد تا مبادا بار ديگر نظام همچون قضايای تلخ مرحومه زهرا کاظمی و مرحومه زهرا بنی يعقوب هزينه های گزاف پرداخته و آب در آسياب دشمن ريخته شود که متاسفانه اينگونه در حق بنده اجحاف گرديده و اين بلوای بازار مسگری را راه انداخته و به زعم خويش آنرا دفاع از نظام می پندارند که حقير از فهم آن عاجزم.
    عليهذا نه بعنوان پاسخگويی و نه از سر گلايه و اعتراض به بعضی داوريها که هم شما و هم جايگاه و هم شرايط شما را درک می کنم و هم اين روزها چنان آماج حملات تند و بی حساب و کتابی هستم که در مواردی سيبل تمرين تيراندازان ناشی و افراد تازه کاری که رزم آزمايشی را تجربه می کنند نيز شده ام و افرادی که شمشير و نيزه ندارند با سنگ و کلوخ در هوس جايزه و پاداش و به نيت رسيدن به کلاهی از اين نمد، از لطف و مرحمت دريغ ندارند که به حمد الهی هيچکدام از اين حرکتها کوچکترين خللی را در عزم قاطع بنده در دفاع و صيانت از نظام و انقلاب و راه امام بزرگوار نخواهد داشت، وليکن فرصت را مغتنم دانسته، جهت تنوير ذهن شريف و استحضار ملت قهرمان و شريف ايران نکاتی را يادآور می شوم:

    1. اينکه از سر دلسوزی مرا از سقوط در چاه ويل بر حذر داشته ايد، گذشته از اداء تکليفی سياسی و اجتماعی و در فرصتی فراهم شده برای اعلام موضع شفقی در حق يک برادر دينی است اما در کنار ضرورت هر دو هدف ياد شده از امثال بنده و جنابعالی انتظار است در دفاع و دلسوزی از نظام و حقوق مردم که مصالح و منافع آنان مقدم بر حفظ و آسايش و عافيت طلبی افراد است به شفاف سازی و تعريف تمام ابعاد و علل و عواملی که سبب حفر و ايجاد اين چاه ويل شده و راهکارههای عينی و عملی و واقع بينانه ای که بايد به تخريب يا پلمپ اين چاه ويل بکار گرفته شود بپردازيم. لذا بنظر می رسد بايد همه عقلاء و انديشمندان در حل اين بحران يا معضل و يا فتنه بزرگ به گونه ای بگويند و بنويسند و رفتار کنند که قبل از آنکه دير شود، نظام و مردم را از اين چاه ويل نجات دهند.
    2. از فردی فاضل مثل جنابعالی خصوصا" در ساحت نماينده مجلس و رئيس مرکز مهم و تاثير گذار پژوهش های مجلس، يک بعدی نگری و يکجانبه داوری نمودن زيبنده نيست نه در بخش عتاب و خطاب به اينجانب و يادآوری نکاتی در خصوص بعضی نوشته و اظهار نظرهايم و غفلت از علل و عوامل اصلی اين فضای ايجاد شده و آتش سنگين توپخانه صدها شخصيت حقيقی و حقوقی و دهها نهاد و تريبون که کشور را به فضای جولان و نمايش قدرت تبديل نموده اند و نه در آن بخش که گفتن و نوشتن را خلاف مصلحت نظام تشخيص داده و به آن بپردازيد ولی خطر سکوت و عافيت طلبی و در مواردی به زعم خويش مصلحت انديشی يا به عبارتی دست بر کلاه خويش نهادن برای نظام را ناديده بگيريد! مگر جنابعالی هم از افرادی هستيد که اعتقاد دارند بايد تابلو دعوت به سکوت بيمارستانها را در جای جای نظام نصب نمايند! در حاليکه در عمل از شما غير از اينرا ديده ايم، خصوصا" نامه ای که اخيرا" در ارتباط با اوضاع اقتصادی نوشته ايد که محافل اقتصادی دنيا چنان به آن پرداختند که قاعدتا" بايد همسايگی ما در چاه ويل را بپذيريد.
    3. حرمت شکنی ها و حملات شديد برخی از شخصيت های حقوقی و حقيقی و دهها نهاد دولتی و تريبونهای نماز جمعه به فرزندان امام و انقلاب و دلسوزان نظام در سطوح مختلف بخصوص از ناحيه برخی جرايد که متعلق به بيت المال بوده و مسووليت سنگين خويش را با اطمينان خاطر از آنکه هيچ کس را يارای تعرض و بازخواست از آنان نيست، در بی آبرو ساختن، تهمت و افترا زدن و خراب نمودن چهره های خدوم نظام اعم از زن و مرد، روحانی و غير روحانی، استاد و دانشجو دانسته و کسی را از گزند و سمپاشی های کريه آن امانی نيست.
    آيا اين وضعيت تاسف بار را نمی بينيد ؟! چگونه است که از کنار اين مسائل تلخ براحتی عبور می کنيد؟!

    4. همانطوري که اشاره نموديد ما نيز از ابتدا تمامي سعي و تلاشمان را مصروف داشتيم که مطالب بحق و قانوني خويش را از مجاري قانوني به نتايج انتخابات پيگير باشيم ولي طبيعي است اتفاقات نادري که در روزهاي قبل از انتخابات خصوصا ً روز راي گيري رخ داد: چگونگي چينش ناظرين و بازرسين، شمارش آرا و اعلام نتايج انتخابات در زمانيکه هنوز ساعت اخذ راي پايان نيافته از سوي سايت هاي حامي دولت و از همه مهمتر داوري شوراي نگهبان که مي بايستي اصل بي طرفي را رعايت مي نمود، بي محابا و بدون پرده پوشي از يک کانديدا حمايت هاي همه جانبه نمود و قبل از خاتمه بازي سعي و تلاش وافر مي نمود تا تيم مقابل را به هر شکل ممکن برنده مسابقه قرار دهد!، فعال بودن اکثريت بدنه ی دولت در جای جای انتخابات و به نفع يک کانديدا، تلاش همه جانبه ما براي بررسي شکايات و بازشماري آرا بصورت صحيح و ساير پيشنهادات همه و همه در مقاومتی آهنين و محکمي روبرو بود که در جهت سد خواسته هاي بحق رقبا خود نمائي ميکرد، انصاف خواهيد داد مردم خودشان جهت احقاق حقوقي که احساس ميکردند از دست رفته و مرجعي را جهت طرح شکايات خويش نمی يافتند با مدني ترين شکل و مسالمت آميز ترين شيوه به خيابانها آمدند و تنها يک سوال داشتند (( راي ما چه شد )) و اين ما بوديم که به خيل درياي بيکران مردم پيوستيم و مانند سي سال گذشته مردم طلايه دار و پيشگام و جلوتر از تمامي مسئولين و در کليه پيشامد ها جلودار بودند.
    حال سوال اينجاست که آيا ما بي قانوني کرديم يا آنها که صرفا ً قانون را در جهت منويات و در خدمت مقاصد خود ميپندارند؟! آيا ما به سوي آبروي نظام تير انداختيم يا اين تير منيت اصحاب قدرت بود که با يورش ناجوانمردانه به اجتماعات آرام و مدني مردم، آنان را مورد ضرب و شتم، دستگيري و زنداني، رها کردن در بيابان ها و شکنجه و قتل قرار داد .
    5. فرموده ايد اگر امام امروز در قيد حيات بود با شما چگونه برخورد مي کرد؟
    مي خواهم اجازه بدهيد همين سوال را من از جنابعالي داشته باشم و شما را مخاطب قرار دهم زيرا به عنوان شخصي که از جريان فکري حوادث اخير دفاع مي کنيد و براي نمونه مثال هايي را هم در حوزه هاي مختلف مطرح کرده ايد، بنظر می رسد اين دفاع را بايد مورد قضاوت افکار عمومي و وجدان هاي بيدار قرار گيرد تا مشخص گردد که چه اشخاص و گروه هايي آتش را شعله ور نموده و سلاح براي حمله به جمهوري اسلامي به دست دشمنان داده و ميدهند.
    الف : همگان اذعان دارند امام در دفاع جانانه و بي وقفه از جايگاه والا و مقدس مرجعيت که همواره در غيبت امام معصوم (ع) مهمترين عامل براي احيای اسلام ناب محمدي و احقاق حقوق حقه مردم می باشد، لحظه اي از مجاهدت و پايداری در اين راستا دست بر نداشتند و تا آخرين لحظه عمر مدافع اين انديشه ناب بودند ولی متاسفانه سالهاست فضای سياسی جامعه را چنان مسموم و آلوده کرده اند که حتی برخی از آن بزرگواران به جهت حفظ حرمت خويش و ترس از شکستن شيشه خانه هايشان در دفاع از حق، مجبور به سکوت گشته اند!
    ب : جناب آقاي توکلي آيا اصل شکل گيری اين انقلاب همه به برکت مرجعيت نبوده؟! مگر نه آنکه نقش پر عظمت مرجعيت و شخص حضرت امام (ره) بعنوان يک مرجع عظيم الشان و عاليقدر به نحوی بود که در زندانهای رژيم گذشته از شما و مای زندانی مورد بازخواست های شديدی قرار می گرفت.
    ج : همانطوري که همگان اطلاع داريم امام مرجع بزرگ و با عظمتي بود ولي همين امام زمانيکه آيت الله سيد حسن طاهري از سوي ايشان بعنوان نماينده عازم پاکستان مي شود، امام تاکيد مي فرمايند در رابطه با تقليد بحث نکنيد که مردم در انتخاب مراجع آزاد هستند فلذا مقلدين ساير مراجع را محترم شماريد.
    د : زمانيکه من نماينده امام (ره) در حج بودم کساني اصرار داشتند که منحصرا ً فتاواي امام در کاروانها و در ايام حج گفته و اجرا شود و از فتاوای ساير علما خودداری شود که اين امر مورد اعتراض معظم له واقع و برآشفته شدند و فرمودند جلوي اين مسائل را بگيريد، شما به تقليد مردم چه کار داريد و فتاوای علما همگی گفته و اجرا شود.
    و يا در همان زمان برادر عزيزي که مشهور هم بود مقلد حضرت آيت الله العظمي خوانساري هستند و در بعثه هم حضور داشتند و مسووليت سنگينی هم داشتند و در حاليکه مناسک مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوانساري را در دست داشته و بدان عمل می نمودند ولي هيچ کس حق نداشت و جرات نميکرد در خصوص مرجع تقليد ايشان مطلبي را بيان نمايد.
    ز : از موارد ديگر استقلال حوزه هاي علميه و اداره آن توسط بزرگان حوزه است که امام (ره) بسيار حساس بودند.آيا در حال حاضر نيز به اتفاقاتي که قبلا" مکرر رخ داده و امروز نيز ادامه يافته که حتی در نماز جمعه مورد عتاب آيت ا... امينی نيز قرار گرفته، گلايه مند بوده و اعتراض خويش را همانند ساير بزرگواران علني نموده اند.

    6. جناب آقاي توکلي من و شما از سال 59 وارد مجلس شديم و سه دوره انتخابات مجلس در زمان حيات امام انجام گرديد، نظارت شورای نگهبان بر اين انتخابات و در زمان حيات ايشان چگونه بود؟ چه شده است که اکنون حاکميت شوراي نگهبان به شکلي مبدل گرديده که نظارت آنان عامل استقرار يک جريان فکري و حذف جريان فکري رقيب و به واقع دخالت صريح در اجرا گرديده است و متاسفانه نظام را از خدمات اجرائي افراد مومن، انقلابي و خدوم به نظام مقدس جمهوري اسلامي محروم نموده است.
    لازم است به عنوان نمونه 3 نفر از مشاهير را که برای اولين بار در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحيت گرديده اند را ذکر نموده و اين سوال را مطرح سازم که آيا پاداش سالها خدمات ارزنده آنان بدينگونه بوده است؟! آيا شيوه امام (ره) در حفظ نيروهای خدوم و مسوولين دلسوز بدينگونه بود؟! با کمال تاسف عرض نمايم که کار بجايي رسيده که سرنخ جريانات اصولا ً از دست عزيزان شوراي نگهبان خارج شده و اين کارشناسان هستند که تعيين تکليف مي نمايد.
    الف: آقاي دکتر عباسي فرد با سوابق 8 سال نمايندگي مجلس، قريب 12 سال حقوقدان شوراي نگهبان، 10 سال خدمت در قوه قضائيه بعنوان معاون و رئيس ديوان عدالت اداري در زمان آيت ا.. يزدي، يک دوره حضور در مجلس خبرگان رهبري، به چه جرم و گناهي رد صلاحيت مي شود؟!
    ب: آقاي دکتر سيد رضا نوروززاده که 5 دوره متوالي و به مدت 20 سال نمايندگي مجلس را در کارنامه خويش دارد و نمونه انسان خدمتگزار و با صلاحيت، تحصيل کرده، متخصص و با سوابق درخشان می باشد، به چه گناهي براي مجلس هشتم رد صلاحيت مي شود؟!
    ج: آقاي مهندس مرتضي الويري که سابقه مبارزه در زمان طاغوت، نمايندگی مجلس، شهردار تهران، معاون برنامه و بودجه و سفير ايران در اسپانيا را دارد، به چه دليل عقلي و شرعي رد صلاحيت مي شود؟! جالب آنکه زمانيکه وی با بعضي از فقها و حقوقدانان محترم روبرو مي شود و علت رد صلاحيت خويش را جويا مي شود با کمال تعجب مي پرسند مگر شما کانديدا بوديد براي مجلس هشتم؟!
    آيا مجلسی که بفرموده امام می بايست در راس امور باشد و به مرکز همه ی قدرتها تبديل گردد و مدرس ها در آن پرورش يابند، با ادامه چنين رويه ی ناصوابی امکان پذير است؟!
    يادمان نرفته که حضرت امام حتی در مورد مبحث رياست جمهوری می فرمودند که برويد و مجلس را قوی تر نمائيد. تشکيل چنين مجلسی در سايه ی رهنمودهای آن پير فرزانه می توانست نقش نظارتی و تائيد دولتها را بدون کوچکترين تحقيری به منصه ی ظهور رساند.
    آيا اکنون و با وجود فشارهای سياسی وارده، مجلس می تواند همان نقش واقعی خويش را که امام دنبال می کرد را ايفاء نمايد؟!
    7. مبارزه با خرافات و حاکميت ارتجاع و چهره هايي که اصولا" امام (ره) ورود آنان را به منهاد های انقلابی منع فرموده بودند و کارهايي که موجب وهن نظام مقدس جمهوري اسلامي و توسط افراد خودسر انجام مي شد و امام تاکيد داشتند که از اعمال آنان جلوگيري و با مرتکبين به شدت برخورد و مسببين مورد محاکمه قرار گيرند و اتفاقاتي که در خيابانها و در تماس با اينجانب و هيات حقيقت ياب مجلس به آنها اشاره شد و مسائل اخير همه و همه موجبات نشان دادن چهره غير واقعي از اسلام و انقلاب و امام (ره) گرديد و انصاف خواهيد داد که عملکرد چه اشخاص و گروه هايي به مسووليت خويش در قبال مردم و رهبري عمل نموده اند و ساير نمونه هايي که در اين مقال، فرصت پرداختن به آنها ميسر نمي باشد سوالي است که مي بايست سناريو نويسان کودتاي انتخاباتي و آمرين و مباشران و مجريان حوادث پس از انتخابات بدان پاسخ دهند که اگر امام امروز در قيد حيات بود با آنان چگونه برخورد مي کرد.
    8. اما در راس نگارش نامه سرکرده منافقين (مسعود رجوی)
    جناب آقاي توکلي ما که به اتفاق در زندان بوديم و منافقين را مي شناسيم، نوشتن نامه توسط او چه ارتباطي به من دارد؟! مگر شما اطلاع نداريد که من از داخل زندان با آنها درگير و مشکل داشتم. خدا وکيلي واژه وااسفا و خون گريه کردن و از غصه جان دادن زيبنده مسببين و موثرين در جناياتي که بعد از حوادث انتخابات روي داد، نمي باشد؟!
    حال سوال نهايي اين است، روشهاي من نظام برکن، اعلام ختم جمهوريت نظام، تجليل سرکرده منافقين، ظلم به امام و عدم حمايت از ولايت فقيه است؟! و بر سر شاخه نشستن و بن مي برم يا کساني که اعتراضات هوشمندانه و تظاهرات آرام و چند ميليوني که همگان شاهد بودند از ميدان امام حسين (ع) تا ميدان آزادي را دربر گرفته بود و تنها سوالشان اين بود که (راي من چه شد؟) را به خاک و خون کشاندند و به زندان و شکنجه و قتل و ... دچار ساختند.
    وجدان بيدار افکار عمومي و آيندگان در اين خصوص بهترين قضاوت را خواهند داشت.
    توقع بنده از جنابعالی که از زندان رفته های رژيم گذشته هستيد و هميشه و در همه حال تمايز بين گروه های سياسی را به راستی و درستی تشخيص می داديد و گرو ههای تروريستی من جمله منافقين را به خوبی می شناسيد بيش از اين بوده و اين سخن جنابعالی برای من بسيار گران تمام شد. مطمئنا" شما از آن جمله افرادی که شناخت ندارند و يا مغرضند و يا جهل به گروه های سياسی و ... دارند، نيستيد که اگر جز اين بود هرگز شما را مخاطب خويش قرار نمی دادم.
    مواضع بنده چه در قبل از انقلاب و در دوران سخت و تلخ زندان های ستم شاهی و چه بعد پيروزی انقلاب شکوهمند اسلامی هميشه شفاف و روشن بوده است.
    در پايان لازم است به حضور عرض نمايم، که براستی آقای توکلی آن مصلحتی که بايد همه بخاطر آن و برای پرهيز از سقوط در چاه ويل، دين و شرف و مردانگی و دنيا و آخرت خود را فدای آن کنيم تا مصلحت حکومت و خودمان حفظ گردد، اگر جنابعالی گفتن و نوشتن را خلاف اين مصالح می دانيد من رسما" اعلام می کنم امروز سکوت خلاف همه آن مصالح است.
    به اميد حصول و يکپارچگي و وحدت آحاد جامعه و حفظ دستاوردهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي اين ميراث ارزشمند امام و شهيدان و ايثارگران گرانقدر.
    مبادا توجه به يکسری امور ما را از توجه به امور بزرگتر غافل نمايد.
    ( حفظت شئيا" غابت عنک اشياءٌ )
    مهدي کروبي
    + نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 1 PM  توسط محمد  | 

    بیانیه شماره 10 مهندس میر حسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

    بیانیه شماره 10 مهندس میر حسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست. 
    دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است. 
    صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم). 
    مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد. 
    وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ 
    و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند 
    میرحسین موسوی

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 1 PM  توسط محمد  | 

    طومار علیه محمود احمدی نژاد در سازمان ملل

    شما به این ادرس برید و رای بدید آسان آسانه فقط اسم مستعار و تاریخ تولد خود را وارد کنید با کشور تا حالا ۵۰ هزار نفر امضا کردن

    http://petitions.tigweb.org/iranvote2009/


    ما خواستار  آزادی
    هموطنانمان که برای گرفتن حق خود در خیابانها دستگیر شده اند هستیم
    امضاء شما آزادیخواهان باعث رسمیت بخشیدن به این درخواست و طرح در سازمان ملل خواهد بود

    + نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11 PM  توسط محمد  | 

    احمدی نژاد :لنکرانی مثل هلو می مونه ،آدم می خواد بخوردش

    با سلام خدمت یاران قدیمی خودم من چند ساعت پیش به مطلبی از وبلاگی از دوستان بر خوردم که

    بد نیست شما هم مطالعه کنید.

    ------------------------------------------------------------------------------

    احمدی نژاد :لنکرانی مثل هلو می مونه ،آدم می خواد بخوردش

    مگه هلو هم حرف میزنه؟؟؟؟؟؟!!!!!استغفرالله.واقعاً خدا چه کارا که نمیکنه!!!!آدم از تعجب لال میشه.

    تازه حالا گیریم هلو حرف هم زد،چه طوری این جرئت رو به خودش میده که به انتخاب رئیس جمهوری مردمی اعتراض کنه!!

    هلو یا باید تو یخچال گذاشتش یا باید خوردش.البته اینجور هلوها خطرناک اند،ممکنه اغتشاش کنن.بهتر این هلو ها رو یه شخص فداکاری مثل رئیس جمهور فداکار ما بخوره.آفرین به این رئیس جمهور که فهمید این هلوها را باید خورد و ول کرد.

    دیدید چقدر به فکر مردمه؟؟؟!!حالا نمیخوام زیاد ازش تعریف کنم،یه دفعه دیدید یه چیزی بهش نسبت دادم بعد شماها هم دلتون بخواد اون رو بخورید.حالا بیا و درستش کن،دکتر از آمریکا هم بیاری کارساز نیست که.آخ یادم رفت،امریکا دشمنه خونیمونه،معلومه که کمک نمیکنه.تازه یه کاری هم میکنه که زودتر بمیره.خوب یه دکتر از سوئد میاریم.تازگی ها سوئد شده کشور خوبه.

    بگذریم به هرحال توسعه میشود رئیس جمهور عزیزو فداکار رانخورید.

    منبع:http://president-m-s.blogfa.com

    + نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11 PM  توسط محمد  | 

    با سلام

    قلم نیوز در حال عوض کردن دامین خودشه بیچاره بچه ها از دست دولت مهر ورز روزی ۳ بار آدرس عوض میکنن.ما هم تلاش میکنیم که مورد مهر این دولت قرار نگیریم.

    آخه میدونید این روز ها هر جا که بوی صداقت و حقیقت بیاد دست مهر ورزی دولت مهرورز انو گل میگیره! 

    بعضی ها میگن محمود باید بره!!؟؟؟؟ چرا؟؟ اخی ی ی

    محمودی که مهر ورزی میکنه  به ما تو دانشگاه ستاره میده جومونگ میاره  بزاره بره!!

    محمودی که در کاهش وزن به بچه های اصلاحات کمک میکنه ۴۵ روزه ۱۵ کلیو تضمینی بزاره بره!!!

    محمودی که ۴میلیون از ایران و ۱میلیارد از سیارات دیگر طرفدارش هسستند بزاره بره!!!

     

    اگه الان محمود این خط های بالا رو مورد مطالعه قرار بده نمی فهمه دارم مسخره اش میکنم.

    + نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12 PM  توسط محمد  | 

    نامه یک عاشق به محمود عزیزم!

    نامه یک عاشق به محمود عزیزم!(طنز)

     

    رییس جمهور محبوبم
    محمود عزیزم !

    نمی دانم حوصله داری که باز هم به حرف های من گوش کنی یا اینکه مثل دفعه قبل که برایت نامه نوشتم ، به جای اینکه نامه ام را بخوانی ، برایم تراول چک فرستادی ، ولی امیدوارم که این دفعه ، نامه ام را تا انتها بخوانی و البته اگر خواستی باز هم برایم تراول چک بفرستی ، ایرادی ندارد .
    محمود قشنگم !
    تا حالا این همه دلتنگت نبوده ام و این همه دلم برایت تنگ نشده بود . چند وقتی است که کمتر روی ماهت را در تلویزیون می بینم . سر کوچه ، بچه ها شایعه کرده بودند که اسرائیل می خواسته تو را بکشد و مریم رجوی را برای تو طعمه کرده اند . نمی دانم تو طعمه مریم رجوی بودی و یا مریم رجوی طعمه تو . به هر حال خیلی مواظب خودت باش و شبها دیر به خانه نرو ! اگر هم خواستی دیر به خانه بروی ، با هیچ نامحرمی در راه حرف نزن .

    محمود ورزشکارم !
    از اینکه تا حالا با استقامت در مقابل کودتاچی ها ایستادی و تازه داری قبل از مراسم تنفیذ و تحلیف ، معاونانت را منصوب می کنی ، واقعا از تو سپاسگذار و ممنونم و یقین دارم که اگر همینطوری با استقامت پیش بروی ، تا یکسال آینده ، همه کاره خودت خواهی شد .
    محمود با هوشم !
    دلم برای سخنرانی هایی که از حفظ می کردی یک ذره شده . راستی چرا بعد از آن سخنرانی معروف ” خس و خاشاکت ” ، همش از روی کاغذ می خوانی و دیگر از حفظ سخنرانی نمی کنی؟

    محمود با اعتماد به نفس من !
    اگر مثل ۴ سال گذشته ، بتوانی برای اون ۱۰۰ تا کشوری که الگوی کشور داری براشون نفرستادی ، یه الگو هم برای اونا بفرستی ، خیلی کارت درسته !

    محمود با اراده ام !
    از اینکه تا حالا خودت را نگه داشته ای و جواب این هاشمی رفسنجانی را نداده ای از دستت خیلی خیلی خیلی عصبانی هستم . اصلا توقع نداشتم که این همه صبور باشی و جوابش را ندهی . البته هنوز دیر نشده و وقت داری . اگر بتوانی هفته آینده خودت نماز جمعه را بخوانی ، خیلی مشت محکمی به دهان او زده ای و ما هم می توانیم برای تو کف و سوت بزنیم .

    محمود فداکارم !
    چقدر خوشحالم که برخلاف بقیه کاندیداها که هر کدام یک رنگ در تبلیغاتشان داشتند ، تو پرچم ایران را برای تبلیغات خودت انتخاب کردی و بقیه رنگ ها را به آنها بخشیدی . تو واقعا انسان فداکاری هستی .

    محمود صبورم !
    چقدر خوب است که رییس جمهور ما این همه صبر دارد و خودش هم هر شب می رود پشت بام و با بقیه همسایه هایش ” مرگ بر دیکتاتور ” می گوید . چقدر صبر می خواهد که یک عده ” خس و خاشاک ” مدام به تو توی خیابانها متلک می گویند و تو خم به ابرو نمی آوری و برایت مهم نیست . می دانم که تو هم می دانی که ” هدف مهم تر از وسیله است و وسلیه هدف را توجیه می کند ” .

    محمود نازم !
    از اینکه در فیلم تبلیغاتی ات به من یاد دادی که بعضی سبزی ها ، علف هرز هستند و نباید آنها را خورد ، ازت تا آخر عمرم سپاسگذارم . تو که نمی دانی ، من از کودکی داشتم این علف های هرز را به جای سبزی می خوردم .

    محمود سیدم !
    چرا اینقدر دیر سید شدی ؟ نمی دانی وقتی طرفداران میرحسین موسوی ، یک شال سبز به گردنشان می انداختند و سید شده بودند ، چقدر عصبانی بودم که تو چرا سید نیستی . ولی حالا که تو هم سید شدی ، خیلی از این موضوع خوشحالم .

    محمود با گذشتم !
    تو که می دانی طرفدارانت ۴۰ میلیون هستند . چرا این بار هم گذشت کردی و از وزیر کشور خواستی که ۱۵ میلیون از رای هایت را به بقیه کاندیداها ببخشد و رای تو را کم کند . من البته از تو توقع چنین گذشت و ایثاری را داشتم .

    محمود توپول موپولم !
    می دانم که آبگوشت خیلی دوست داری ، من هم دوست دارم . راستی دیگه چه غذاهایی دوست داری ؟

    محمود قهرمانم !
    چقدر خوب است که فعلا به آمریکا نمی روی . می دانی هر بار که می رفتی چقدر دلم نگرانت بود ؟ … می دانی اینجا چقدر آدم نگران تو بودند که مبادا آمریکایی های خائن ، بزنند تو را بکشند و یا تو را بدزدند ؟

    محمود زیبایم !
    الان خیلی خیالم راحت است که دیگر به اروپا هم نمی روی . حالا کاری نداریم که اروپا به تو ویزا نمی دهد و یا تو به اروپا ویزا نمی دهی . هر بار که می رفتی ما دلمان هزار راه می رفت که مبادا وقتی به آنجا می روی ، یکی از این زنان زیبا روی اروپایی زیر پایت بنشیند و تو را پیش خودش همانجا نگه دارد و ما از دوری تو سکته کنیم و دق کنیم . شکر خدا که همه چیز ختم به خیر شد .

    محمود استوارم !
    نمی دانی چقدر خوشحالم که این آقای ” آقازاده ” جاسوس را از ” سازمان انرژی اتمی “ برداشتی تا بتوانیم با خیال راحت بمب هسته ای بسازیم و از این به بعد به جای اینکه به اغتشاش گران گاز اشک آور بزنیم ، یک عدد “ بمب اتمی ” پرت کنیم رویشان و دخلشان را بیاوریم . تازه می توانیم یه دونه از این بمب ها را بدهیم به این سعید حجاریان هم بخورد که دیگر نتواند اغتشاش کند و ملت را توی خیابان ها از روی صندلی چرخ دار به شورش هدایت کند .

    محمود دکترم !
    این دکترای ترافیک تو در زمانی که توی شهرداری بودی خیلی به درد خورد و تمام چراغ قرمز ها رو برداشتی و تبدیل به دور برگردان کردی ، اگر می توانی الان هم از آن دکترای ترافیکت کمک بگیر و هرچی چراغ سبز است بردار و داغون کن . وقتی این چراغ سبزها را توی خیابان می بینم ، می دانم که تو هم خیلی غصه می خوری .

    محمود احمدی نژادم !
    آخرین سخنرانی باحالت را شنیدم که راجع به این موسوی دیکتاتور حرف می زدی ، چرا نمی زنی این سعید حجاریان را بکشی و خیال همه را راحت کنی که این همه جلوی اغتشاش گران دویده و ماشین آتیش زده و سنگ به نیروی انتظامی انداخته ؟ … هان ؟ … چرا سکوت کردی ؟ … جواب منو بده ؟ … اگر تو حاضر نشی این سعید حجاریان اغتشاش طلب رو بکشی ، برای قاضی مرتضوی نامه می نویسم که اون دست به کار بشه .

    محمود گلم !
    راستی اون کت و شلواری که در مناظره با میرحسین موسوی پوشیده بودی خیلی قشنگ بود ، می شه بگی از کجا خریدیش ؟ ببین اون سنجاق سینه پرچم ایران که روی کتت نصب کرده بودی ، خیلی با حال بود ، بازم از اون سنجاق سینه ها داری ؟

    محمود زیبا رویم !
    می شه بگی از چه کرمی برای سفید کردن پوستت استفاده می کنی ؟ آخه منم همچین مثل تو یه کمی سبزه هستم ، اگه بگی چی کار کردی که این همه سفید شدی ، بچه های ما هم شما را دعا می کنن .

    محمود جان !
    در آخر اینکه می خواستم یک شعری را که خیلی دوست دارم به تو تقدیم کنم :

    وقتی می آیی قشنگ ترین پیرهنتو تنت کن … تاج گل سروریتو سرت کن

    اخماتو وا کن ، همه چیزو بشکن … الا دل ساده و عاشق من

    + نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 10 PM  توسط صدری  |